أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
478
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
او ميانشان قضاوت كند كه شريف پذيرفت . شريف در مجلس شرع ، هر نوع حقى را براى آنان انكار كرد و گفت : چيزى كه آنان اسمش را حق گذاشتهاند ، نوعى نيكى است كه امير مكه به آنان مىكند . آنان خشمگين شده و بر شدت مخالفت و شورش خود افزودند و توانستند صنجق جده را هم مدافع خويش سازند ، چنان كه شريف سعد هم با رأى آنان همراهى مىكرد . محرم سال 1116 از راه رسيد و فتنهها آغاز شد . بردگان اشراف بر فراز كوههاى محيط به مكه در سمت تربة العيدروس و شبيكه تا پايين كوه عمر و از آنجا تا كنار جبل شاميه تا كوههايى كه محيط بر معلات بود بالا رفتند و برخى از آنان خانههاى اشراف در شبيكه را تصرّف كردند . شريف سعيد آمادهء دفاع شد و همراه سپاه خود به سوق الصغير رفت ، اما نتوانست جلو برود ، پس ، از آنجا به سويقه و سپس به شبيكه رفت . در آنجا هم مدافعان از شبيكه دفاع كرده آنان را از آنجا بيرون راندند . « 1 » سپس شورشيان عازم جدّه شدند و رياست خود را به يكى از آل زيد با نام شريف عبدالمحسن بن احمد سپردند و در غليل از نواحى جدهء شرقيه فرود آمدند . در آنجا با صنجق جده اتفاق كرده ، داخل جده شدند و امارت عبدالمحسن را اعلام كردند . سپس در اين باره نامهاى به مدينه و ساير قبايل حرب و يمن و شمال نوشتند و آنان هم اظهار اطاعت كردند . در اين وقت اين جماعت از جده به سمت جموم در وادى فاطمه آمدند و از آنجا به زاهر منتقل شدند . سعيد چاههاى آن ناحيه را كور كرده بود و آنان مجدداً آنها را حفر كردند و به كار ترتيب سپاه خود مشغول شدند . سعيد هم آمادهء دفاع شده ، اهالى محلات « 2 » را مجهّز كرد و توپى را كه در دارالسعاده زير خاك بود درآورده ، به ذى طوى فرستاد . « 3 » همچنين شمارى از علما را به مجلس
--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 130 . ( 2 ) . « اهل الحارات » كنايه از عامهء مردم در محلات مختلف مكه است كه براى جدا كردن آنان از طبقهء طالبان علم در هرمحله ، به اين نام ناميده مىشوند . ( 3 ) . وادى ذى طوى ميان مقبرهء حجون و ريع الكحل است كه شاخههاى آن تا جرول ادامه مىيابد .